تبليغاتX
خسته ای که تنهاست
 

دنیای مجازی من

همدم و هم بازی من

سرای دل تنگی تویی

دنیای قشنگی تویی

نه دوز داریو نه کلک

نه روبهیو نه پلنگ

پناه منو ما تویی

رفیق در همه جا تویی

 

 

+ نوشته شده توسط بی ادعا در دوشنبه دهم بهمن 1390 و ساعت 23:22 |
زندانیم در قفس

حبسم در سینه نفس

میکشم هر از گاهی

از دوری تو آهی

 

+ نوشته شده توسط بی ادعا در پنجشنبه هفدهم آذر 1390 و ساعت 1:2 |
بنشین به تماشا مرا به مستی نگاه

شیشه شکستنامو تلو تلو توی راه

آواز مستانه را سوزای جانانه را

بنشین به تماشا این مست بی خانه را

دل آکنده از شراب درد سنگین تره

 درد مانده ته دل مستی دمیست میپره

 

 

+ نوشته شده توسط بی ادعا در چهارشنبه بیستم مهر 1390 و ساعت 0:18 |
امشب دلي گرفته غمگين و پريشانه

 امشب چكاوك دل سرودي نمي خوانه

 امشب دلي جغد شده در كنج اين ويرانه

 تنهايي پريشانيست حال و هواي خانه

 امشب دلي فرياد تنهايي را سر داده

 نعش دلي شكسته روي زمين افتاده

 امشب سكوت را شكست هق هق دلي خسته

 دلي نقش زمينه نه خماره نه مسته

+ نوشته شده توسط بی ادعا در چهارشنبه سیزدهم مهر 1390 و ساعت 0:48 |
تنهایی یار خوبیست حرف و حدیث ندارد

همچون سفره ای خالیست که کاسه لیس ندارد

همیشه در خلوت و غرق افکار خویشی

گاه شاه عالمینی گه ساده چون درویشی

نه نارو می خوری  ونه ناروت میزنند

نه عاشقت می کنند نه جاروت می زنند

همیشه یک نواختی

خودتی هر چی ساختی

تنها بمونی به از یاران بی وفاییست

راحتی خیالت این است که کسی نیست

 

 

+ نوشته شده توسط بی ادعا در جمعه هشتم مهر 1390 و ساعت 2:13 |
دلی گرفته در این حوالی

ثانیه هایش شد قد سالی

نکرده خند ندیده شادی

پوسیده برای نسیمو بادی

دلی گرفته در این حوالی

تو یه نظر کن باری تعالی

 

+ نوشته شده توسط بی ادعا در پنجشنبه هفتم مهر 1390 و ساعت 0:17 |
امشب باز هم گرفته دل تنگ و خمارم

چون مرغکی در قفس دل تنگ وبی قرارم

چون ابری تیره و تار مینالم و می بارم

مینالم و می بارم چون نیستی در کنارم

 

+ نوشته شده توسط بی ادعا در دوشنبه بیست و یکم شهریور 1390 و ساعت 1:52 |
عمرگران می گذرد خواهی نخواهی

زندگی لبخندیست و سوز آهی

نخور غصه ی فردای این چرخ گردون

انکه دندان داده است خود می دهد نون

 

+ نوشته شده توسط بی ادعا در جمعه هجدهم شهریور 1390 و ساعت 23:32 |
گاهی به اعماق خود نگاهی بی اندازیم

خرابه های درون را دوباره بسازیم

گاهی باید نگاه کرد به آیینه ی هستی

بدانی چه می خواهی به دنبال چه هستی

گاهی به ناله های بی ناله هم گوش کنیم

از خود بگذریم و خویش را فراموش کنیم

گاهی یه لبخند به غمهای درون بزنیم

بی خیال خود بشیم طلسمها را بشکنیم

گاهی پرنده ها را از قفس آزاد کنیم

دل های گرفته را به لبخندی شاد کنیم

 

 

+ نوشته شده توسط بی ادعا در دوشنبه چهاردهم شهریور 1390 و ساعت 0:30 |
خدایا دریاب منو محتاجمو خسته ام

غرقم درون لاک خویش خسته و شکسته ام

نگذار که تنها بمونم

از کاروان جا بمونم

از کاروان از عاشقان

از خوبان از لایقان

بال بده تا پرواز کنم

ذکر تورا آواز کنم

تو نگیری کی بگیره

دست دستی که اسیره

 

+ نوشته شده توسط بی ادعا در دوشنبه هفتم شهریور 1390 و ساعت 23:15 |


Powered By
BLOGFA.COM